![]() |
![]() |
|
| حقیقت را بگو هر چند تلخ! |
|
روپایی از قم تا جمکران به عشق مولا!!
ایام نیمه شعبان که می شود عشاق سینه چاک ارباب دست به هنرنمایی های مختلف می زدند تا ارادت خود را به ایشان نشان دهند!! از پخت کیک چندکیلومتری گرفته تا بزرگترین ماکارونی و درازترین نیمرو و گردترین خربزه جهان و بلندترین نقاشی دیواری بگیر برو تا کوچکترین دعای عهد و ظریفترین نامه وو قس علیهذا.
همه اینها هم به معرفت خلق الله فراوان می افزاید و آنها را در مسیر راه حضرت استوار می گرداند!! طبق قاعده هر دم از این باغ بری می رسد حالا بشنوید آخرین خبر از این دست که قرار است در آستانه نیمه شعبان رخ دهد. پسر روپایی ایران مهدى حبدرويش، پسر روپايى ايران به مناسبت نيمهشعبان از قم تا جمكران روپايى مىزند. بابا هنرمند ببینیند نشان دادن ارادت که این چیزها سرش نمی شود. توپ را با پا می برد خدمت آقا و اعلام وفاداری می کند. ببین چه حرکت زیبا و اندیشمندانه ای. آن وقت تمام رسانه های ما هم پوشش می دهند و تلویزیون گزارش می گیرد و کلی برنامه می روند که پسر روپایی همه این راه را فقط به عشق ارباب رفت. خیلی یاد آن خواهرانی می افتم که به عشق حضرت زهرا رکاب می زدند. راستی کسی از انجمن حجتیه ای ها خبری دارد؟ مدتها است که خبری از آنها نیست!! نکند این تتفکر ریشه کن شده و ما خبر نداریم!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:16 توسط بابا |
|
|
ماجرای ساقی و فارس و زنان جهنده!!!
خیلی با حال است این خبرگزاری فارس که مدتی است به فکر چشم و چار ندیدپد ما افتاده و چیزهای از ما بهتران از نوع ایرانی اش را بر روی خبرگزاری می گذارد. چیزهایی که وبلاگ های سه ایکس و دوستان محترم فیلتر شده می گذارند و الان تنها از طریق فیلترشکن مشتری دارند. حالا نمی دانم چرا کسی این خبرگزاری را فیلتر نمی کند. ماجرا از اعلام خبر مصاحبه ساقی قهرمان آغاز شد که روزنامه شرق با او گفت و گو کرد و سزایش را دید و تعطیل شد و دوستان خوشحال شدند. فارس مثلا آمد این عمل زشت را اعلام کند که خودش در بدتر وضعی افتاد و عملا حرف هایی از ساقی را منتشر کرد که نباید کسی می فهمید. تیترش هم هرزه گري هاي "ساقي قهرمان" چگونه شرق را به تعطيلي كشاند؟ بود. در این حین عده زیادی به این اقدام اعتراض کردند. وای به روزی که نمک بگندد!! فردای آن روز فارس در پی عذربهانه آوردن و توجیه کردن برآمد و به این بهانه دوباره عکس ساقی خاتون و یک عکس جدید از او در حال سیگار کشیدن همراه با نظرات منتقدان و موافقان را گذاشت. باز همان سایت صبح نیوز و تعدادی دیگر از سایت های مکرمه دهان به اعتراض گشودند که: عذر بدتر از گناه خبرگزاری فارس!! ماجرا به همین جا ختم نشد. بحث بالا گرفته بود که فارس یکسری تصاویر از بانوان محترمه دونده و جهنده بر روی سایت خود گذاشت که اعتراض بالا گرفت و به دلیل این اعتراض ها فارس مجبور شد این مجموعه عکس را از روی سایت خود بردارد. به همین دلیل بنده نمی توانم آن را لینک بدهم. اما خبر اعتراض اینجا است: اباحه گری خبرگزاری فارس ادامه دارد.
حالا شما در این میان پرتقال فروش محترم را پیدا کنید. ************************************* در ضمن سلام و از تمام کسانی که این مدت به ما سرزدند تشکر. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:19 توسط بابا |
|
|
تعصب از نوع یهودی واقعا ببینید که حضرات یهودی چطور به یک موضوع دینی خود تعصب دارند و آن را جزء اصول اساسی می شمرند. آن وقت ما با مسلمات دینی خودمان به راحتی بازی می کنیم و آنها را زیر سوال می بریم و برای خوشایند دیگران حاضریم هر خط قرمزی را زیر پا بگذاریم و ککمان هم نگزد!! شاید فرزاد حسنی هم این نوشته را بخواند. عجیب نیست که این تعداد اندک یهودی توانسته اند تمام عالم را بازیچه خود کنند. *** عرضه جهانی آخرین قسمت کتاب هری پاتر، باعث بروز جنجال مذهبی در اسرائیل شده است.
کتابفروشی ها در اسرائیل برای فروش کتاب “هری پاتر و قدیسان مرگ” اثر جی کی رولینگ، مجبور شدند تا در روز سبت، مغازه های خود را باز کنند. اکثر فروشگاه ها به طور معمول در روز شنبه تعطیل هستند. سبت، روز مقدسی برای یهودیان به شمار می رود که از غروب جمعه آغاز می شود و تا غروب روز شنبه ادامه می باید. سیاستمداران مذهبی، کتابفروشی ها را متهم کرده اند که با باز کردن مغازه های خود، سود و منفعت را مقدم بر حساسیت های مذهبی دانسته اند. الی یئشال، وزیر صنایع و بازرگانی اسرائیل تهدید کرده که هر فروشگاهی را که امروز، شنبه به کاسبی پرداخته باشد، جریمه خواهد کرد. قوانین اسرائیل، اجبار کارمندان به کار کردن در روز شنبه را ممنوع می کند. آوراهام راویتز، نماینده پارلمان اسرائیل به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که “باز کردن فروشگاه ها برای کسب پول در چنین روزی، بی شرمانه است.” بی بی سی گزارش داد علی رغم چنین اظهاراتی، کتابفروشی های اسرائیلی عقب ننشسته اند. استیاماتسکی، یکی از بزرگ ترین کتابفروشی های زنجیره ای اسرائیل برای ارائه آخرین کتاب هری پاتر، مراسم بزرگی را در تل آویو برنامه ریزی کرده است. این فروشگاه زنجیره ای گفته است که دهها هزار درخواست برای خرید هری پاتر و قدیسان مرگ دریافت کرده و قصد ندارد تا این رویداد را لغو و یا به تعویق اندازد. تا کنون بیش از ۳۲۵ میلیون جلد از مجموعه کتاب های هری پاتر در دنیا به فروش رفته و این کتاب ها به بیش از ۶۴ زبان از جمله فارسی ترجمه شده اند. *** حال کردید؟! تازه هیچ کس در دنیا به آنها امل و ریشو و بی عقل و دگم و غیره هم نمی گوید. می گویند یهودی غیرتی. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:44 توسط بابا |
|
|
تو حق داری مسعود جان!! مسعود جان این حق توست. تو دیگر به جرگه کارگردان ها پیوسته ای. تو دیگر زبان دوربین را بهتر از زبان اسلحه می شناسی. تو دیگر در دنیای متفاوتی سیر می کنی. مسعود جان این حق توست که در مجامع سینمایی حالا به هر شکلی که برگزار شود شرکت کنی. اصلا چه اهمیتی دارد که آدم هایی که آنجا هستند چه پیشینه و سابقه و کارنامه ای دارند. حتی مهم نیست که امروزه چگونه فکرمی کنند و به چه چیزهایی اعتقاد دارند یا حتی ندارند. مسعود جان حق توست که با از ما بهتران بپلکی.
تو نباید هم دیگر اعتراض کنی. نباید فریاد بکشی. نباید بدت بیاید و جلسه را ترک کنی. خوب معلوم است، همه عوامل فیلمت در این جشن حضور دارند و زشت است کارگردانشان بی کلاس بازی درآورد و امل شود و دوباره هوای قدیم ها به سرش بزند. تازه هنرپیشه هایت با زنانشان به مراسم آمده اند. جلوی آنها که حسابی آبروریزی است. می دانی مسعودجان! بالاخره خون شهدا تا جاهای خاصی اهمیت دارد. آنها هم بلدند کمی چشمانشان را بر روی هم بگذارند. آنها هم می توانند کمی خون دل بیشتنری بخورند. مسعود جان تو حق داری. حالا تو آقای کارگردان هستی و باید پیام انقلاب را با هنرت به جهانیان برسانی. بالاخره نفس هنر، مشکلات کوچکی هم ایجاد می کند که باید َآن را تحمل کرد. می دانم برایت سخت است اما تو داری فقط تحمل می کنی. مسعود جان! تو باید فریادت را طور دیگری به مخاصبان برسانی. دیگر آن ایام گذشت. تو از دست هر کسی می توانی جایزه بگیری و به هر کسی هم می توانی جایزه بدهی. اصلا اهمیتی ندارد. بالاخره هم رشته ای هستید و همکار. فردا چشم توی چشم هم دارید. البته شما سرت را پایین می اندازی و نگاه نمی کنی. شما از این جماعت فاصله می گیری. شما دوست نداری، اما این جبر زمانه است.
مسعود جان! تو حق داری دیگر به سیاست های تسامح و تساهل و بی بند و باری و اباحه گری و روشنفکر بازی و غیره اعتراضی نکنی. اصلا مگر اینها چه بدی دارند که اعتراض کنی؟ گذشته را رها کن مسعود. امروز را هم بی خیال شو. فردا در پیش است. این تو هستی که فردایت را در این محافل می سازی. تو حق داری مسعود جان، حق داری!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:42 توسط بابا |
|
|
باز خدا را شکر که آسفالت ها هوا می خورند!!! پلان اول: پیرزن می گفت: خدا پدر احمدی نژاد را بیامرزد که بنزین را سهمیه بندی کرد. گفتم: خوب مادرجان به شما چه دخلی دارد. شما که نه موتور داری نه ماشین تازه داشته باشی هم با این سن 85 سال نمی توانی رانندگی کنی!! گفت: نه پسرجان! مگر حتما باید ماشین داشت؟ من هر روز که می خواستم برای نماز ظهر و مغرب به مسجد بروم باید از این خیابان شلوغ و پرتردد رد می شدم. چند بار هم نزدیک بود بروم زیر ماشین ها. حالا از وقتی بنزین سهمیه بندی شده به راحتی و بدون ترس از خیابان رد می شوم. ببین برای من هم نفع دارد. آخرش هم گفت: شکر خدا یک کم این اسفالت خیابان ها هوا خوردند. چقدر لاستیک از روی آنها باید رد شود. پلان دوم: مرد عصبانی بود. با صدای بلند فریاد می کشید: آخر شما بگید من چه کار کنم؟ بابا کارگرها دیگه نمیان سر زمین پسته من کار کنن. می گن ما با روزی یک لیتر بنزین چه جوری از ده بیایم سر زمین تو و برگردیم؟ همان جا توی ده دنبال کار می گردیم. حالا کار هم گیرشون نیومده. حاضرن بیکار باشن اما بنزین مصرف نکنن. خوب یکی بگه من چیکار کنم؟ همیشه با ماشین خودم می رفتم سر زمین. اگه تاکسی هم می گرفتن می شده 7000 تومن، حالا دیروز که تاکسی گرفتم می گه باید 13000 تومن بدی. می گم چرا؟ می گه بنزین سهمیه بندی شده؟ آخه این مردم بیچاره چه کار کنن؟! بابا مدیریت نیست، آینده نگری نیست. پلان سوم: جایتان خالی مشهد امام رضا(ع)! خیابان ها چنان خلوت و بی سروصدا که حظ می کردی. به راحتی با ماشین برو فلکه آب، چهارراه شهدا، میدان شهدا، خیابان خسروی، بعد به راحتی برگرد. اصلا دور فلکه آب پارک کن و بیا بنشین روی زمین. از سال های بسیار دور دیگر مشهد چنین چهره ای نداشت. یادم می آید فقط دوره کودکیمان می توانستیم به این راحتی در مشهد حرکت کنیم. این اواخر که از تیرماه به بعد همان بهتر که پیاده همه جا می رفتی. تازه پیاده روها هم در اشغال چادرهای مردم بود و از ازدحام جمعیت تنها دلت می خواست پرواز کنی و در آسمان حرکت کنی!! آیا خوب است که مردم به سفر نمی روند یا بد است؟ پلان بی خری: راستی کارت اضافی ندارید؟ خریداریم. آسوده کسی که خر ندارد از کاه و جواش خبر ندارد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:19 توسط بابا |
|
|
بانوان دوچرخه سوار به یاد زهرا(س) رکاب می زنند. این جمله تیتر خبری است که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برای آگاهی خلق الله ارائه کرده است. قرار است این برنامه به شکل مسابقه در پارک چیتگر تهران برگزار شود. آن هم برای تولد بانوی آب و آینه!! قرار است این مسابقه با یاد و نام زهرای اطهر که نمونه واقعی عفاف و حجب و حیا است وقرار است الگوی زن مسلمان باشد برگزار شود. حاج من باقر با زحمات سردار نوریان ابتکاراتی را از خود درمی کنند که انگشت فائزه هاشمی را هم در دهان مبارک از تعجب فرومی کند. حداقل آن بینوای بخت برگشته دیگر ادعای دین و مسلمانی و حضرت زهرا و گل یاس و این حرف ها نداشت. مردانه می ایستاد و می گفت برای ازادی و رهایی و دموکراسی و لیبرال گری و غیرو....
حالا حضرات به دنبال دوچرخه سواری فاطمی هستند و قرار است بانوان مکرمه محجبه سوار بر دوچرخه و در حال رکاب زدن یاد و نام و خاطره حضرت زهرا را گرامی دارند. فاین تذهبون دوستانی دنبال منبع خبر بودند: می توانید بخوانید نکته: روتیتر و تیتر استفاده شده همان تیتری است که خود سازمان فرهنگی هنری فرستاده است!!
********************************************** توضیح واضحات: آقا دوست ندارم بنویسم. خوب نمی خوام بنویسم. مگر زوره!!!! هر چی می نویسی می گن چرا؟! از سیاست می نویسی می گن چرا نگفتی ماست گرونه؟ چرا نگفتی بنزین صفیه؟ چرا نگفتی روزنامه تهران از قالیباف ماهیانه پول می گیره تا عکسش رو همیشه بندازه؟ چرا نگفتی آقا که این همه از احمدی نژاد تعریف می کنه پس این بی رحم های بی عقل از خدا بی خبر وبلاگ نویس که دم از ولایت می زنن چرا بهش فحش می دن و بدوبیراه نثارش می کنن؟ چرا ننوشتی بچه های هاشمی می خوان برای انتخابات مجلس کاندید بشن البته به جز فائزه و فاطمه؟ چرا نگفتی چاوز اومده ایران چکار کنه؟ چرا نگفتی اورتگا رفت این اومده چه کار؟ چرا ننوشتی حسن این کارا خطرناکه؟ چرا ننوشتی ارمینه تو دیگه کی هستی؟ چرا نگفتی اکینای معلوم الحال من را به حسین قصاب چه کار؟ چرا نگفتی اردشیر اردشیر خدا نگهدار تو بمیرد بمیرد آمریکای خونخوار تو!! (آمریکای خونخوار تو؟!!)؟ چرا نگفتی دنیای سه خواهر به آخرت نقل مکان کرده؟ چرا ننوشتی ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد؟ چرا اشاره نکردی که حجت حتی بر قلم به دست مزدور هم تمام شد؟ چرا ننوشتی در مدرسه ما احساساتی های سیاسی کار جمع شده اند و کله اشان بوی بنزین می دهد؟ چرا ننوشتی علی علی مصطفی من به گوشم اما همه عالم بی هوشند؟ چرا ننوشتی که یکی خرمگس روی فضولات پس مانده ازشهدا شده است و آن دیگری خودش زنده مانده است و امیدی به او نیست و روحش در گلزار است؟ چرا به این مرصاد که سعی می کند عکس مرا همه جا بچسباند و با آن مسابقه برگزار کند و جایزه بدهد و مثلا بنده را کشف کند جواب نمی دهی که این بابا کیه! همیشه بابا بدبخته بابا بیچاره است بابا باید پول درآره بابا باید خون بده بابا باید بنزین بزنه بابا باید ماست بخره بابا باید زندگی هم بکنه ضمنا اگه یادش بود نفس هم بکشه. در ضمن اون بابا کسی نیست. بابا اینجاست. بابا یعنی زهر مار!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:22 توسط بابا |
|
|
خاتمی و دروغی بدتر از گناه هی دوستان گفتند تو که راجع به ماچ و بوسه احمدی نژاد با آن پیرزن معلم نوشتی و اعتراض کردی و فریاد و داد و بیداد که بگیر و ببند و غیرو، چرا راجع به این بنده خدای روحانی نما که هشت سال بر سر مردم خراب شده بود و مثلا رئیس جمهور بود و الخ چیزی نمی نویسی و وااسلاما سر نمی دهی و فریادی از عمق جان نمی کشی و ...؟!! پاسخم به دوستان این بود که این عزیز تکلیفش معلوم است. آدم از خاتمی انتظار همه کاری دارد. هیچ وقت نباید تعجب کرد که چرا خاتمی کار خلافی انجام داد. او با این کارها خو گرفته و شیوه اش همین شده است. فردا اگر بدتر از این هم در خارجه بکند خیلی نباید تعجب کرد. بالاخره خاتمی است و شرعیات جدید خودش. آدم از احمدی نژاد انتظار کارهای آن چنانی ندارد.
عذاب برادران صدا و سیما و لکه گیری فیلم اما ..... اما دیروز که دیدم این حضرت شبه سنگ پای قزوین، در آن نشست بارانی سراسر خیس آلودش این کار را تکذیب و فیلم را تقلبی و ساخته شده دانسته، حسابی آتش گرفتم و نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. آخر خوشگل! تو اگر کاری هم می کنی، خوب جرات داشته باش و پایش بایست نه اینکه از بیخ و بن همه چیز را منکر شوی و بر گناه لاس زدن و حال و حولت، دروغگویی هم اضافه کنی. نمی دانم این آقای رئیس جمهور ماضی، خودش ... است یا ما را ... گیرآورده است؟ برادر! هر بچه ای به راحتی می فهمد که امکان تدوین یک فیلم متحرک و ایجاد چنین صحنه های متحیرالعقولی چقدر کار مشکلی است. حالا خود ما که در این کارها دستی داریم و می فهمیم، اما اگر کسی در این کارها دستی هم نداشته باشد و فقط یکی دو قسمت از سینمای حرفه ای شبکه دو را دیده داشته باشد، متوجه می شود که کار بر روی فیلم چقدر مشکل است. عکس که نیست اخوی. تازه برداران ما در صدا و سیما برای گرفتن یقه وارفته و دامن کوتاه حضرات مخدره فیلم ها، با چه عذابی مواجه می شوند و چقدر تصویر را بزرگ می کنند و از کیفیت می اندازند و لکه سیاه با آن راه می برند و غیره، آخرش هم لو می رود، حالا چه تدوینگر حرفه ای باشد که بیاید خاتمی را که مثل بچه آدم از کنار خانم های محترم عبور می نماید و بر اساس دستور مامان جانش سرش را هم پایین انداخته تا نامحرمی را نبیند، 1- مشتاق به خانم ها نشان دهد و 2- او را نزدیک ببرد و 3- دستش را دراز کند و 4- دست آنها را هم دراز کند و 5- دست ها را به هم بچسباند و 6- سر خاتمی را بالا بیاورد و 7- او را مقابل آن دختر جوان خوش تیپ نگاه دارد و 8- و 9- و 10.... برادر خاتمی در نقش اخوی آخر خاتمی خوشگل! خودت حق بده یا اگر نمی دانی از چهار نفر بپرس که آیا این کار عملی است؟ تنها در یک صورت می تواند این فیلم تقلبی باشد.(این را از کسی می شنوید که سال هاست کارش این است) آن راه هم بازسازی مجدد این صحنه ها و حضور یک بازیگر در نقش خاتمی است. که آن هم شبیه ترین فرد به خاتمی اخوی مبارک و بزرگوار ایشان است. آیا پروژه تازه ای کلید خورده است؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:9 توسط بابا |
|
|
دعا کن آقا خودش بیاید و سقف سردابش را تعمیر کند!!! گلدسته های سامرا تخریب شد. خبر به همین سادگی است. شاید از این هم ساده تر.
*** خوب چه کنیم؟ سازمان تبلیغات: سریع اطلاعیه بزنیم و تسلیت و محکومیت. بعد اعلام کنیم که مردم بعد از نمازجمعه به خیابان بریزند و شعار دهند و آخر اطلاعیه هم یادتان باشد «حیاتی» اخبارگو، با صدای زمخت اعلام کند:« سازمان تبلیغات اسلامی». خوب بسه دیگه بریم تا اتفاق بعدی. حوزه هنری: بچه ها بیایید یه نمایشگاهی راه بندازیم و عکس های سامرا از ابتدا تا کنون را برگزار کنیم. اسمش را هم می گذاریم «از سامرا تا کربلا یا از نفاق تا تخریب یا آمریکا مرگ به نیرنگ تو» یا چه می دانم.... بعد یک فراخوان بدهیم و اشعار را بگیریم و یک شب شعر سوزناک برگزار کنیم. می شه که از امروز تا روز تخریب گنبد سامرا را «ایام سامراییه» نامگذاری کنیم. به! عجب ابتکاری دارم ها نه!! مجمع تقریب مذاهب: سریع اعلامیه بدهیم که بی تربیت ها، الدنگ ها امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است. شما اگر شعور داشتید امسال این کار را نمی کردید می گذاشتید سال بعد! آخر الان فصل این آتیش بازی ها است. بیایید با هم دوست باشیم. علمای جهان بیایید در جهت اتحاد همه با هم این عمل قبیح را محکوم کنیم: محکوم، محکوم، محکوم. وزارت امور خارجه: ما باید سریع طی یک احضاریه شدیداللحن بخواهیم که حافظ منافع آمریکا در ایران، سوئیس نازنازی، به وزارت خارجه احضار شود و «مراتب» اعتراض شدید خود را به وی و دولت آمریکا که همان اشغالگران هستند اعلام نماییم. «عراقچی! این جلسه بعدی با سفیر آمریکا کی برگزار می شه؟ نکنه اونجا چیز شدیداللحنی بگی! ما همینجا خودمون حافظ منافعشون رو به خاک می مالیم تا دیگه از این کارها نکنند.» صدا و سیما: دیم دام دام، دیم دام دام، دیم دام دام، دا دا دام.(مارش عزا مخصوص نیم ساعت برنامه مناسبتی در همین خصوص) بعد به ادامه برنامه ها توجه فرمایید: «هر لحظه هر کجایی با محصولات آبجی.» در اخبار باید مراتب تاثر و محکومیت کلیه کشورها، و زرای خارجه، سفرا، علما، کارداران، روسای اصناف و جمعیت های مختلف از موتلفه تا آبادکنندگان و گروه های اسلامی شبه قاره و ... خوانده شود. ما هم شدیدا متاثریم. «بچه ها! اگر فرصت شد یک حک مشکی کوچولو آن بالای صفحه بگذارید و رویش بنویسید: سامرا یا تخریب. ولی موقع پیام بازرگانی یادتون باشه برش دارید.» **** دیروز نجف، کربلا، گنبد سامرا، امروز گلدسته های سامرا و فردا.... اتفاق ها خیلی ساده می افتد ما اصلا دل نگران نیستیم. *** این چیزها که طبیعی است. دعا کن آقا خودش بیاید و سقف سردابش را تعمیر کند. دعا کن با آقا در تعمیر سردابش همراه باشیم و به او کمک کنیم. دعا کن در رکابش باشیم آقاجان!(گریه شدید حضار و نوای آقا بیا آقا بیا) آمریکا را چه کار در این میان؟ آقا خودش بیاید همه چیز درست می شود. راستی! باید یک موسسه جدید برای جمع آوری کمک های مردمی برای تعمیر گلدسته ها راه بیندازیم. بچه ها زود باشید که دیر است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:53 توسط بابا |
|
|
آخر اخلاص!!! نخیر هیچ نیت بدی در کار نیست. شاید شما هم فکر کنید که یک عکس مونتاژی است. این هم نیست. تنها نیت خالص و اندیشه پاک یک عاشق اهل بیت و به خصوص امام حسین(ع) است که ناگهان غلیان کرده و به این شکل و شمایل درآمده است.
طرف کارت ویزیت برای خودش چاپ کرده و به گمان خودش هم هنر به خرج داده و کلی ارادت را به ارباب نثار کرده است. نمی دانم چطور چنین چیزی به ذهن بعضی خطور می کند ولی ... خوب!! بنده خدا اگر اعتراضی هم بشود و اگر اندکی سواد و معرفت داشته باشد می گوید مگر در بعضی مجالس و هیئت ها به اسم ائمه کارهایی بدتر از این نمی کنند؟ این که چیزی نیست!! شاید او راست بگوید. آیا ما اشتباه کرده ایم که چنین موج تحریف را در هیئت ها به راه انداخته ایم تا کار بدینجا بکشد؟ آیا ما متهمیم؟!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:5 توسط بابا |
|
|
مبارزه با حجاب از نوع علمایی!!!
شما را نمی دانم ولی من تازه به این مصاحبه برخوردم. گویا مربوط به آخرین سال دوره حاکمیت دو خردادی ها باشد. اما نشانگر تفکری است که آن روزها بر جامعه حاکم بوده و چه کسانی در وزرات کشور و دستگاه های دیگر برای جوانان تعیین تکلیف می کرده اند و برنامه می چیده اند. شاید برخی ناراحت شوند که چرا توزیع این مصاحبه؟ این امر خانواده امام را زیر سوال می برد. باید خندید به چنین استدلال هایی چرا که «گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل» و « پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد ...» واقعا وقتی نگاه زن نایب رئیس مجلس جمهوری اسلامی این باشد باید تعجب کرد که چرا ندای دشمن از مجلس ششم بر می خواسته است؟!! ***مبارزه نوه دختري آيت الله خميني با چادر، از ديد نيويورك تايمز *** یک دعایی بود که می گفت: خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند. عجیب این دعا به دلم می نشیند. حالا مصاحبه همین حاج خانم با ویژه نامه هم میهن را بخوانید که سعی می کند چه چهره دلخواه خود از امام بسازد. نظر سازمان تبلیغاتی: البته اینها برای علاقه مندی جوانان عزیز مملکت به امام ایرادی ندارد که ...!!!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:3 توسط بابا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
یهودشناخت آرمانشهر مدرسه ما(دانشطلب) حقیقت عطش راز(حامد) بیداری حزب اللهی؟! اکینا نیوز مزدور سابق دنیای سه خواهر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|